بانك اطلاعات عناوين پايان نامه و پژوهش معرفي پايگاه هاي اطلاعات علمي بخش خدمات وب و seo بخش دانلود رايگان بخش دانلود پروپوزال بخش معرفي دانشگاههاي خارجي و شرايط تحصيل و بورس آنها

این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید

iranresearches-telegram

فروشگاه ایران پژوهان 

نگارش یافته توسط مدير كل ايران پژوهان مجموعه: روش تحقيق
تعداد بازدید: 737
چاپ

گذر از تئوری توصیفی به تئوری هنجاری

سردرگمی و تناقضی که اغلب با تئوری توصیفی همراه است زمانی که محققان دقیق- اغلب از طریق مشاهدات تجربی مفصل و قوم نگارانه(نژادی)- به ورای گزاره های ارتباط(رابطه) حرکت می کنند تادلایل بروز پیامد های مورد را شرح دهند، مرتفع می گردد. همانگونه که در شکل 2 نشان داده شده، آنها به بالای هرم تئوری هنجاری جست می زنند که در قله آن بیانی است راجع به اینکه چه چیزی باعث پیامد مورد نظر می شود، نه فقط اینکه چه چیزی به آن ارتباط دارد. این درک از علیت محققان را قادر می نماید تا ادعا کنند چه اقداماتی بایستی توسط مدیران صورت پذیرد تا نتایج مورد نیاز حاصل شود. به دلائلی که در ذیل به آنها اشاره شده ، تئوری هنجاری دارای قدرت پیش بینی کنندگی بسیار بیشتری نسبت به تئوری توصیفی است.

 

 

تئوری هنجاری، همانند سلَف توصیفی اش، هنوز نیازمند بهبود است- و محققان با دنبال نمودن گام های مشابه در مرحله توصیفی ، این کار را به انجام می رسانند. با فرض اینکه عبارت علیتشان صحیح می باشد، آنها بصورت قیاسی به سمت پایین هرم می چرخند تا بیان علی را آزمایش کنند: اگر ما اقدامات در حال انجام را مشاهده نماییم، باید پیامدی که مشاهده می کنیم، اینگونه باشد. زمانی که با یک ناهنجاری مواجه می شوند، سطوح پایین تر هرم را بررسی می کنند. گاهی می توانند ناهنجاری ها را از طریق توسعه شیوه های کم ابهام تر و دقیق تر تعریف و اندازه گیری پدیده ها، مرتفع نمایند. اغلب آنها ناهنجاری ها را توسط بازنگری مرحله دسته بندی توضیح می دهند. به هر حال محققان در ساخت تئوری هنجاری، بجای استفاده از طرح های مبتنی بر ویژگی های پدیده ها، وضعیت ها یا شرایط متفاوتی که ممکن است مدیران در آنها قرار گیرند را دسته بندی می نمایند. زمانی که با یک ناهنجاری مواجه می شوند، این کار را با این پرسش که«مدیران در چه وضعیتی قرار داشتندکه باعث شد مکانیزم علی نتایج متفاوتی را به همراه داشته باشد؟» به انجام می رسانند. محققان جستجوگر ناهنجاری، با پرسیدن این سئوال در همان حال که در بالا و پایین هرم تئوری هنجاری می چرخند، در نهایت، مجموعه نسبتاً کاملی از وضعیت ها و شرایطی را که مدیران در زمان دنبال نمودن نتایج مورد نظر در آن قرار می گیرند، تعریف می نمایند. این کار به محققان اجازه می دهد تا گزاره های احتمالی علیت را بسازند-تا نشان دهند چگونه وچرا مکانیزم علی در شرایط مختلف، نتایج متفاوتی دارد. تئوری هنجاری ای که بر اساس دسته ای از شرایط مبتنی بر تحقیقات وسیع ساخته شده باشد، می تواند به مدیر کمک کند با توجه به شرایطی که خود را در آن می یابد بطور دقیق پیش بینی کند چه اقداماتی به نتیجه مطلوب می رسد یا نخواهد رسید. به عبارت دیگر، پیش بینی پذیری نسبتاً دقیق وضعیت احتمالی در تئوری هنجاری، مدیران را قادر می سازد بدانند که چه باید بکنند.

تاریخ بررسی پرواز انسانی روش خوبی برای تجسم چگونگی این انتقال از توصیفی به تئوری هنجاری و چرایی ارزشمندی آن است. در قرون وسطی خلبانان ناکام، موفق ترین شیوه های تحقیق را با تجزیه و تحلیل آماری خود معادل کردند. آنها حیوانات زیادی را دیدند که می توانستند پرواز کنند و آنها را با حیواناتی که نمی توانستند، مقایسه کردند. اکثریت قریب به اتفاق پرندگان موفق، بالهایی حاوی پر داشتند و تقریبا تمام غیر پرندگان فاقد این ویژگی ها بودند. این یک تئوری توصیفی زیربنایی بود. استثناء های مزاحمی وجود داشت مانند شترمرغ، که بال داشتند اما قادر به پرواز نبودند، خفاش ها بال هایی بدون پر داشتند و به خوبی پرواز می کردند، و سنجاب های پرنده بدون هیچ یک از این ها در هوا باقی می مانند. اما تحقیقات بقدری زیاد بود که خلبانان آن زمان، ویژگی های برجسته ظاهری پرندگان موفق را کپی کردند با این باور که اگر ویژگی های پرندگان «بسیارموفق» را کپی کنند، آنها هم می توانند پرواز کنند. پس آنها بال ساختند، روی بال ها پر چسباندند، از مناره های کلیسا پایین پریدند و با قدرت بال زدند. این روش هرگز عملی نشد. تا قرن ها آنها می خواستند با تلاش بیشتری پرواز کنند با این تصور که خلبانان قبلی به این دلیل شکست خوردند که بالهای بدی طراحی کرده بودند، عضلاتشان به قدر کافی قوی نبود، یا با قدرت کافی بال نزده بودند. اختلافات قابل توجهی درباره طرح طبقه بندی نیز وجود داشت- کدام ویژگی پرنده، پرواز را واقعاً ممکن می ساخت و کدام نه. برای مثال راجر بیکن مقاله ای تأثیرگذار نوشت که تصریح می کرد آن ویژگی افتراقی، استخوان های تو خالی پرندگان است (کلگ،2003). بیکن استدلال کرد از انجا که انسان استخوان های توپری دارد، هرگز نمی تواند پرواز کند. او سپس چندین طرح از ماشین هایی را نشان داد که می توانستند با قدرت کافی بال بزنند تا بر نقطه ضعف استخوان های تو پر انسان غلبه کنند. اما آن هم هرگز عملی نشد. خلبانان که تنها به گزاره های مرتبط تئوری توصیفی مجهز بودند، همچنان خود را به کشتن می دادند. سپس دنیل برنولی با مطالعه دقیق مکانیک سیالات، ساختاری را شناسایی کرد که ما به آن بال آئرودینامیکمی گوییم- ساختاری که هنگام حرکت در هوا مکانیزمی ایجاد می کند که ما آن را صعود می نامیم. با درک این مکانیزم علی- اصل برنولی- پرواز امکان پذیر شد. اما هنوز هم قابل پیش بینی نبود. به زبان این مقاله، تئوری پیش بینی می کرد که خلبانان زمانی می توانند پرواز موفقی داشته باشند که ماشین هایی با بال آئرودینامیک بسازند تا صعود را تحت کنترل درآورد. هر چند که گاهی اوقات با موفقیت پرواز می کردند، گهگاه موفقیتی نداشتند. سقوط ها ناهنجاری هایی بودند که تئوری برنولی نمی توانست توضیح دهد. با این حال، کشف این ناهنجاری ها به محققان اجازه داد طرح طبقه بندی را بازنگری کنند. اما این بار به جای قسمت کردن دنیا با ویژگی های پرندگان خوب و بد، محققان دنیا را بواسطه شرایط طبقه بندی کردند- با پرسیدن این سوال که خلبانان در چه شرایطی قرار داشتندکه باعث سقوط هواپیما شد؟ این کار پس از آن، آنها را قادر ساخت تجهیزات و تکنیک ها را بهبود ببخشند ودرباره گزاره های وضعیت احتمالی علیت، مفصل صحبت کنند."شما به طور معمول این گونه باید هواپیما را به پرواز در آورید، اما اگر در این وضعیت بودید، باید آن را به طور متفاوتی به پرواز در آورید تا به نتیجه مطلوب برسید. و هنگامی که در فلان وضعیت بودید حتی سعی نکنید پرواز کنید. غیر ممکن است."

هنگامی که مطالعه دقیق ناهنجاری ها به محققان اجازه داد مجموعه شرایطی را که خلبانان در آن بودند را شناسایی کنند و سپس تجهیزات و تکنیک های خلبانی توسعه یافته که مناسب هر شرایطی بودند را ارتقاء دهند، پرواز سرنشین دار نه تنها ممکن شد بلکه بسیار قابل پیش بینی تر شد. بدین گونه بدنه ادراک پرواز انسان از تئوری توصیفی به تئوری هنجاری انتقال یافت. کشف مکانیزم بنیادین علی، پرواز را ممکن کرد. و طبقه بندی شرایط برجسته آن را قابل پیش بینی تر ساخت.

البته بعید است که دنیای مدیران کاملاً قابل پیش بینی شود. مدیران مانند خلبانان همچنان خود را در موقعیت های از قبل مواجه نشده ای می یابند که قوانین و تجهیزات کافی هنوز برای آنها درست نشده است. عوامل پیچیده انسانی و دینامیک گروه نیز در برابر پیش بینی پذیری کامل می جنگند. اما حتی در اینجا، کار محققان دینامیک گروه، مانند ریچارد هاکمن(198x) به ما بسیار کمک کرده است تا بفهمیم چه رفتارهایی به چه نتایجی منجر می شود و چرا- و چگونه نتیجه ممکن است به واسطه شرایط تغییر کند.

بنر ایران کنفرانس

ایران کنفرانس

بانك موضوع پايان نامه

معرفي پايگاه هاي اطلاعاتي علمي

حمايت از پايان نامه ها

RssFeed

-->