بانك اطلاعات عناوين پايان نامه و پژوهش معرفي پايگاه هاي اطلاعات علمي بخش خدمات وب و seo بخش دانلود رايگان بخش دانلود پروپوزال بخش معرفي دانشگاههاي خارجي و شرايط تحصيل و بورس آنها

این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید

iranresearches-telegram

فروشگاه ایران پژوهان 

نگارش یافته توسط مدير كل ايران پژوهان مجموعه: روش تحقيق
تعداد بازدید: 755
چاپ

در اهمیت گام طبقه بندی

چندین پژوهش گر برجسته، بهبود پیش بینی پذیری را که با گذر از طبقه بندی مبتنی بر ویژگی تئوری توصیفی به طبقه بندی مبتنی بر موقعیت تئوری هنجاری همراه است ، بررسی کرده اند. برای مثال اصطلاح "تئوری اقتضا" را در نظر بگیرید- مفهومی که با کار اولیه لارنس و لارش(1967) متولد شد. آنها نشان دادند که بهترین راه برای سازماندهی یک شرکت، به شرایطی که شرکت در آن کار می کرد بستگی داشت. به زبان ما اقتضا، فی نفسه یک تئوری نیست. در عوض طرح طبقه بندی و عنصر حیاتی هر تئوری هنجاری است. به ندرت می توانیم جواب های یکسانی برای همه مشکلات شرکت پیدا کنیم.

 

رساله گلاسر و استراوس(1967) درباره "تئوری گراندد" در واقع کتابی درباره طبقه بندی است. اصطلاح تئوری بنیادین آنها مطابق با طبقه بندی های محدود به ویژگی در تئوری توصیفی است. و مفهوم آنها از تئوری رسمی با تعریف ما از تئوری هنجاری که در آن شرایط را طبقه بندی می کنیم، مطابقت می کند.

مدهای مدیریتی اغلب زمانی به وجود می آیند که یک محقق چند شرکت موفق را مطالعه کند، دریابد آنها در ویژگی های خاصی مشترک هستند، به این نتیجه برسد که به اندازه کافی دیده، سپس با نوشتن یک کتاب که در آن ادعا می کند اگر همه مدیران شرکت هایشان را به ویژگی های این شرکت های موفق می آراستند به همین ترتیب موفق می شدند، مرحله طبقه بندی را به طور کامل از قلم بیاندازد. پس از آن هنگامی که مدیران آن فرمول را بکار گرفتند، برخی از آنها کلاً در می یابند که فرمول در شرکت آنها عمل نمی کند که پرده ابهامی بر آن ایده می کشد. برخی تئوری های پیرو مد، کاملا بد نیستند. فقط مسأله اینجاست که نویسندگانشان مشتاق بودند همه کسانی که هرگزدقتی در درک شرایط موفقیت و عدم موفقیت گزاره علیت خود نداشتند، از آن استفاده کنند. تقریباً تمام تلاش ها برای شناسایی "بهترین شیوه های شرکت های موفق" به این مشکل مبتلا بودند.

متأسفانه فقط نویسندگان پول دوست کتاب های مدیریت به مشکل انتشار تئوری ای که کاربرد آن از طریق طبقه بندی هدایت نمی شد، دامن نمی زدند. امروزه خواندن یک مجله علمی معمولی مدیریت می تواند افسرده کننده باشد- زیرا اکثریت قریب به اتفاق مقالات منتشر شده چند اینچ از ستون خود را به طبقه بندی اختصاص می دهند. هنگامی هم که به وجود دسته های مختلف اشاره می شود، اغلب با متغیر های ساختگی یا با حذف استثناءها«به کار گرفته می شوند»-گویی بزرگ کردن تحقیق به جای تهیه دسته های توصیف شده واضح، مشخصه یک تئوری خوب است.

دیگر دانشگاهیان خوش نیت، ناخواسته با تبیین " شرایط مرزی " محدود، خارج از چیزی که نمی توانند ادعا کنند، به این مشکل دامن می زنند. تعیین محدوده کاربرد یک تئوری به زمان، مکان، صنعت و یا شرکتی خاص،که دروهله اول از آن نتیجه گیری می شد، دگرگونی در یکی از خطاهای اساسی پژوهش -نمونه گیری برای متغیر وابسته-محسوب می شود. به منظور اینکه محققان برای مدیران و نیز پژوهشگران آینده مفید باشند، بایستی به مدیران در درک وضعیتی که در آن قرار دارند کمک کنند.این کار تقریباً همیشه مستلزم این است که به آنها درباره شرایطی که در آن قرار ندارند نیزگفته شود. به عبارت دیگر، فرایند تهیه صحیح دسته ها یک چالش همیشگی اماگام همیشه مهمی در ساخت تئوری است.

برخی از محققان مدیریت متقاعد شده اند که سیستم های اجتماعی مملو از انسان، آنقدر چند وجهی و پویا هستند که ساده سازی معنی دار آن سیستم به چند دسته وضعیت معدود، غیر ممکن است. آنها اذعان دارند که مدیران در دنیای بسیار پیچیده خود، ممکن است در وضعیت های بیشماری قرار بگیرند. در واقع این پیچیدگی به ظاهر نامحدود دسته ها تقریباً فاز تئوری توصیفی را در برخی زمینه ها، مشخص می کند. اما تئوری هنجاری آنقدر گیج کننده نیست. محققان در فاز تئوری هنجاری، این سردرگمی را با خلاصه کردن جزئیات حل و فصل می کنند تا چند دسته معدود- معمولاً دو یا چهار دسته- که شرایط برجسته ای داشته باشند را تعریف کنند.

همانطور که در بالا اشاره شد، توماس کوهن (1962) در بررسی خود درباره ظهور پارادایم های علمی، مفصلاً مرحله گذر از تئوری توصیفی به تئوری هنجاری را شرح داده است. او دوره اولیه سردرگمی و مناظره در نظریه پردازی را توصیف نمود که نقطه عطف تئوری توصیفی است. وصف او از ظهور پارادایمی مرتبط با انتقال به تئوری هنجاری در بالا شرح داده شده است. حتی زمانی که یک تئوری هنجاری تبدیل به پارادایمی شود که بطور گسترده پذیرفته شده است، همانطور که در بالا ذکر شد از طریق فرایند کشف ناهنجاری ها به بهبود ادامه می دهد. در واقع، ظهور پدیده های جدید- احتمالاً اغلب در سیستم های رقابتی، سازمانی و اجتماعی رخ می دهد تا علوم طبیعی- به محققان مدیریت که در پی ناهنجاری هستند اطمینان می دهد که شاید برای آنها همیشه دورهای سودمند دیگری بالا و پایین هرم تئوری وجود داشته باشد.

بنر ایران کنفرانس

ایران کنفرانس

بانك موضوع پايان نامه

معرفي پايگاه هاي اطلاعاتي علمي

حمايت از پايان نامه ها

RssFeed

-->