Turn Desktop View Off

بانك اطلاعات عناوين پايان نامه و پژوهش معرفي پايگاه هاي اطلاعات علمي بخش خدمات وب و seo بخش دانلود رايگان بخش دانلود پروپوزال بخش معرفي دانشگاههاي خارجي و شرايط تحصيل و بورس آنها

این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید

iranresearches-telegram

فروشگاه ایران پژوهان 

نگارش یافته توسط مدير محتواي ايران پژوهان مجموعه: علمي و پژوهشي
تعداد بازدید: 8362
چاپ

1- تعريف مفهوم ( ‏concept‏ ) 

‎ ‎يكي از وسيع‌ترين و اساسي‌ترين وسيله اوليه است در علم؛ و علم بدون مفهوم معني ندارد . خود مفهوم براي ‏توصيف جهان به كار مي‌رود و كوچكترين واحد تعريف پارادايمي ‌است. مثلاً در پارادايم رفتارگرائي هيچ مفهوم ‏ذهني وجود ندارد، در نظريه‌هاي نوسازي مفاهيمي ‌مثل تسلط، استثمارو وابستگي وجود ندارد و در نتيجه اين ‏چيزها ديده نمي‌شود و يا در نظريه‌هاي ديگر فقط اين مفاهيم ارائه داده مي‌شود. «ساده‌ترين و مختصرترين تعريف و ‏يا استنباط از يك شیء، حيوان، واقعه يا رفتار، مثل درخت، سنگ، عشق، ميل به جنگيدن (نوعي استنباط از ‏پديده‌هاي اجتماعي ). ‏

 


‏2- تفاوت مفهوم، واژه و سازه: مفهوم تصوير يا انعكاس واقعيت است،.مفهوم تصوير فكري چيزها است. مفهوم ‏ايده و يا انديشه است. مفهوم تجريد ناشي از تجربه مشترك است.‏‎ ‎‏ واژه برچسب يا نام ايده است. نوع خاصي از ‏مفهوم وجود دارد بنام ‏ ( ‏construct‏ )كه سازه ترجمه شده است و آن عبارت است از مفهومي‌كه خود از تركيب چند مفهوم ديگر به ‏وجود آمده است يا سازه مفهومي ‌است كه داراي دو يا چند بعد داشته باشد مانند: از خود بيگانگي يا هوش كه سازه ‏هستند.


‏3- خواص مفهوم: ‏

‏ الف - مفهوم انديشه است، چون در واقع مفهوم تجريد است و تجريد مبتني بر تجربه مشترك است . ضرورتاً ‏تطابق كامل با مرجع ندارد و به همين دليل مفهوم به يك معنا نه غلط است و نه درست، به اين دليل كه با مفهوم ‏سازي است که به انتخاب مي‌رسيم و فرايند تجريد يك فرايند انتخابي است (مانند مفهوم‌هاي متفاوت ميز كه در ‏اذهان است).‏
‏ ب - مفهوم ، خصلت كاملاً اختياري ندارد، زيرا مفهوم يكي از عمده‌ترين كاركردهايش ارتباط است يا منتج از ‏تجريد مشترك است . ‏
‏ ج - مفهوم، قابليت ارتباط دارد؛ يعني با آن مي‌توان با ديگران ارتباط برقرار كرد . ‏

‏4-هدف از تشكل مفهوم:‏

‏ الف - ارتباط دقيق برقرار كردن. ‏

The objective of qrecise communication ‎

مــعـمـولاً در علـوم انساني اين ارتباط دقيق، دچار اشكال مي‌شود، به خاطر معني اضافه ‏‎ Surplus meaning‏ ‏كه

بعضي از مفاهيم را با خودشان حمل مي‌كنند. ‏

مثلاً وقتی نيرو در فيزيك و طبقه‌بندي اجتماعي در جامعه‌شناسي را با هم مقايسه مي‌كنيم با اينكه هر يك از ‏مفاهيم انتزاعي هستند، اما نيرو هيچ معني اضافي ندارد ولي «طبقه اجتماعي» و يا «از خود بيگانگي» داراي مفاهيم ‏متفاوتي هستند. معني اضافه هم مي‌تواند بازدهي مفهوم را بالا ببرد و هم مي‌تواند ارتباط را پايين آورد، هرگاه ‏معني اضافي كنترل شود فهم مشترك بالا مي‌رود.


‏ ب - هدف واردات تجربي :‏ The objective of empirical impart ‎ ‏ ‏

در علوم، هدف فراهم كردن مفاهيمي ‌است كه داراي واردات تجربي باشد و به نحوي از انحاء باز به تجربه باشند. ‏بعضي‌ها يكي از وجود تمايز علم را با ساير فعاليت‌هاي فكري در همين مسأله مي‌دانند، يعني در علوم از مفاهيمي ‏‏‌استفاده مي‌شود كه باز به تجربه است و اين مسأله براي جامعه‌شناسي بسيار حائز اهميت است، جامعه‌شناسی ‏تاكنون با مفاهيم تجريدي سر و كار داشته كه هيچ گونه ارتباطي با جهان تجربي نداشته، پس منظور از واردات ‏تجربي يك مفهوم انتزاعي است كه بايد سرانجام با جهان تجربي ارتباط برقرار كند حتي ارتباط غيرمستقيم، از ‏طريق يك سلسله استدلالهاي زنجيره‌اي.


‏ ج - باروري مفهوم : ‏The objective of herlbity

‏ معمولاً ما احتياج به مفاهيمي ‌داريم كه انديشه‌هاي وسيع را منعكس كند. هر چه قدر مفهوم انتزاعي‌تر باشد ‏بهتر است و در اين صورت مسلماً معناي اضافی مفهوم، افزايش پيدا مي‌كند و ارتباط آن با جهان تجريدي كاهش ‏مي‌يابد .‏
‏ پس اين سه هدف باهم در تناقض قرار دارند، يعني اگر انديشه‌ها محدود‌تر باشد واردات تجربي زياد مي‌شود و ‏ارتباط دقيقتر مي‌شود، اما بازدهي مفهوم كم مي‌شود. مفاهيم وسيع‌تر و انتزاعي‌تر امكان انديشه‌هاي بيشتر را فراهم ‏مي‌كند و بر عكس مفاهيم محدود‌تر و انضمامي‌تر از حيطه انديشه، باروري مفهوم را كاهش مي‌دهد، لذا هر چه ‏مفهوم باز و وسيع باشد بيشتر براي تفكر در عمل مفيد است. اما باز بودن مفهوم به گنگي مفهوم كمك مي‌كند و ‏مي‌تواند به ايجاد مفاهيم جديد هم كمك نماید، پس معني اضافي مي‌تواند باعث باز بودن مفهوم باروري و محرك ‏براي انديشه‌هاي نو باشد و اشكالش اين است كه در ارتباط، اشكال بوجود مي‌آورد . با اين اوصاف مي‌توانيم در ‏تعاريفي كه براي مفهوم قائل مي‌شويم بگوئيم كه چه نوع تعريفي است و اساساً مفهوم براي ارتباط دقيق برقرار ‏مي‌شود.


‏5-ابعاد مختلف مفهوم: بسياري از مفاهيم، ابعاد متفاوتي دارند، هنگام شرح مفاهيم لازم است كه به وجوه تمايز ‏ميان ابعاد آن توجه كنيم. به طور مثال: محروميت ‏ نمونه‌اي از يك مفهوم چندبعدي است، كه ابعاد آن عبارتند از: ‏
‏ الف – اجتماعي ب – اقتصادي ج – سياسي د – فرهنگي هـ – رواني . كه در بخش تعريف عملياتي و شاخص‌سازي به آن مي‌پردازيم.


‏6- روشهاي توسعه مفاهيم: هنگامي‌كه نوع مفهوم مشخص شد، بايد آن را توسعه و گسترش داد، توسعه و ‏گسترش يا ادراك يك مفهوم نظري" توضيح" ناميده مي‌شود. توسعه و گسترش يا ادراك يك مفهوم تجربي را ‏‏"تعريف" گويند. مفاهيم نظري يك ايده مجرد و غير قابل مشاهده را عرضه مي‌كند. بنابراين توضيح آن هم بايد از ‏يك ايده يا از ايده‌هاي غير قابل مشاهده گرفته شود يعني ويژگي‌هاي آن مجرد، غير ملموس و غير واقعي باشد. ‏مفاهيم تجربي بيان‌كننده نمودهاي قابل مشاهده هستند، از اين رو تعاريف آنها بر اساس ايده‌هاي قابل مشاهده ‏استوارند، يعني ويژگي‌هاي آنها ملموس و واقعي و غير مجرد هستند.


‏7- نقش و كاركردهاي مفاهيم: يكي از موارد استفاده مهم مفاهيم، اين است كه اصولاً مفاهيم، بنياد ارتباط ‏محسوب مي‌شوند . بدون مجموعه‌اي از مفاهيم كه روي آنها توافق شده باشد، ارتباط بين دانشمندان و پژوهشگران ‏امري نا ممكن است. مفاهيم از اثرات حسي منتزع مي‌شوند و از طريق آنها ادراكات و اطلاعات انتقال مي‌يابند.‏
‏ الف - يك مفهوم يك پديده نيست بلكه نمادي از يك پديده است، مثلاً مفهومي ‌مانند « قدرت » را به عنوان ‏عاملي كه داراي كشش‌ها، نيازها و غرايز است در نظر نمي‌گيريم .‏

‏ ب - مفاهيم بيانگر يك دورنما، يعني راهي براي مشاهده پديده‌هاي تجربي از طريق « مفهوم سازي » هستند . ‏
‏ ج -مفاهيم وسايلي هستند كه از طريق آنها عمل طبقه‌بندي وتصميم صورت مي‌گيرد.‏
دانشمندان تجارب و مشاهدات خود را به صورت مفاهيم، طبقه‌بندي مي‌كنند، سازمان مي‌دهند، نظم مي‌بخشند ‏وتعميم مي‌دهند. « منظورازمفهوم سازي تا حدودي يعني تعميم دادن و مقصود از تعميم دادن يعني كاهش تعداد ‏چيزها از طريق ادراك بعضي از آنها ».


‏ د - مفاهيم به عنوان مؤلفه‌هاي تئوري عمل مي‌كنند و بدين ترتيب در حیطه مؤلفه‌هاي تبيين و پيش‌بيني به ‏شمار مي‌آيند. ‏
‏ ه - مفاهيم در علوم اجتماعي به صورت كلمات بيان مي‌شوند، برخي از اين مفاهيم قابل اندازه‌گيري هستند و ‏برخي از آنان را نمي‌توان اندازه‌گيري كرد. از اين رو مفاهيم به دو دسته تقسيم مي‌شود :‏

‏ (1) مفاهيم تجربي: هنگامي‌كه يك مفهوم بر اساس فعاليت‌هاي حسي به صورت عيني و يا حداقل كوشش ‏ساخته مي‌شود، واقعي و يا ملموس و يا تجربي ناميده مي‌شود.


مفاهيم تجربي بيان كننده نمود‌هاي قابل مشاهده هستند ، از اين رو تعاريف آنها بر اساس ديده‌هاي قابل مشاهده ‏استوارند . پس اگر مفهوم قائم به يك شرايط زماني و مكاني خاص باشد به آن واقعي يا تجربي گويند . ‏
‏ (2) مفاهيم نظري: مفاهيمي ‌هستند كه از هر گونه شرايط زماني و مكاني خاص مستقل هستند و به توصيف ‏موجوديت‌هاي غير قابل مشاهده مي‌پردازند . اين گونه مفاهيم را مجرد يا نظري گويند، مانند : وطن، عاطفه، قدرت، ‏پايگاه اجتماعي و... . مفهوم نظري يك ايده مجرد و غير قابل مشاهده را عرضه مي‌نمايد، بنابراين توضيح آنها بر ‏اساس ايده‌هاي غير قابل مشاهده گرفته مي‌شود. اولين مرحله در توسعه و گسترش دانش، تشخيص مفاهيم نظري و ‏تجربي است.


‏8-تعريف سازه ‏: واژه‌هاي مفهوم و سازه معاني مشابه دارند، بنابراين سازه يك مفهوم است كه از مفاهيمي‌ با ‏سطح انتزاع بالاتر ساخته شده‌ و داراي معاني اضافه‌تر از مفهوم است كه به گونه‌اي ارادي و خود آگاه براي يك هدف ‏خاص علمي ‌اختراع يا پذيرفته مي‌شود . به طور كلي با دو نوع مفهوم با توجه به سطوح انتزاع سر و كار داريم : ‏
‏ الف - برخي از مفاهيم با واقعيت‌ها و چيزهايي كه توصيف مي‌كند ارتباط نزديك دارد، مثلاً مفهوم ماشين را ‏مي‌توان با نشان دادن ماشينهاي معيني به آساني بيان كرد .‏

‏ ب - برخي مفاهيم را نمي‌توان به آساني به پديده‌هايي كه اين مفاهيم در برابر آنها ايجاد شده است ربط داد، ‏مثلاً مفاهيم طرز فكر، يادگيري و رغبت از اين گونه است و مي‌توان آنها را نوعي استنباط دانست. معاني اين مفاهيم ‏را نمي‌شود به سهولت و با نشان دادن چيزهاي خاص يا افراد و رويداد‌هاي معيني به ديگران تفهيم كرد. اين نوع ‏تجريد‌هاي عالي‌تر به اين دليل است كه از مفاهيم با سطح انتزاع بالاتر ساخته شده است و در فرهنگ پژوهش ‏علمي، ‌سازه خوانده مي‌شود. دانشمند خود نسبت به اين امر آگاه است كه وقتي از سازه‌ها بحث مي‌كند واقعيت آنها ‏را تنها از روي رفتار مشاهده شده استنتاج كرده است، مثلاً اگر بخواهد اثرات انواع گوناگون انگيزه را مطالعه كند، ‏بايد بداند كه انگيزه يك نوع سازه است كه بوسيله بشر و بمنظور تبيين رفتار « بر انگيخته شده » فرضي اختراع ‏گرديده است . بايد بداند كه واقعيت آن يك واقعيت موضوعه است و او فقط بر پايه مشاهده رفتار يك نوجوان ‏مي‌تواند داوري كند كه اين نوجوان برانگيخته مي‌شود يا نمي‌شود. با اين وجود بمنظور « انگيزش » بايد آن را اندازه ‏بگيرد در حالي كه مي‌داند مستقيماً اندازه‌پذير نيست، زيرا انگيزش متغيري است كه فقط در ذهن وجود دارد. ‏سازه‌ها اصولاً براي معرف « چيزي » فرض مي‌شود كه درون خود باشد، يعني چيزي كه موجب رفتار فرد در ‏موقعيت بخصوصی مي‌شود اختراع شده است . « مقصود اين است كه پژوهشگر همواره بايد نشانگرهاي فرضي و ‏احتمالي انگيزه را اندازه بگيرد نه خود انگيزه را. محقق بايد نوعي رفتار را كه ممكن است نشانه‌هاي روي ‏كاغذ،واژه‌هاي بكار رفته،حركات و ژست معني‌دار اندازه ‌گيرد » .‏


‏9-رابطه مفهوم با سازه: حركت محقق از پايين به بالا يعني از انديشه (تئوري- فرضيه يا مفهوم) به مشاهده ‏‏(مشهود - متغير - اندازه) را اصطلاحاً عملياتي كردن گويند، يعني قابل مشاهده ساختن يك تئوري و پيش‌بيني ‏طرق اندازه‌گيري آن و حركت محقق از بالا به پايين يعني از مشاهده و تجارب روزانه خود به طرف محفوظات و ‏مفهومات ذهني و انديشه‌اي را مفهوم‌سازي گويند. براي انجام اين حركتهاي متضاد يعني از مفهوم به مشهود و بر ‏عكس از مشهود به مفهوم محقق نيازمند ابزار و وسيله‌اي خاص است تا بتواند به سرمنزل مقصود برسد، اين ابزار و ‏يا وسيله چيزي جز سازه نيست. مسلماً از مفهوم تا مشهود شكاف يا خلائی وجود دارد كه سازه آن را پر مي‌كند، ‏بنابراين مفهوم يعني چيزي كه فهم بر آن واقع شود، يعني چيزي كه فهميده مي‌شود . سازه يعني چيزي كه لفظ بر ‏آن واقع شود، يعني لفظي يا نامي ‌بر آن اطلاق شود . مشهود يعني چيزي كه بر آن مشاهده واقع شود، يعني ديده ‏‏‌شود . پس بشر چه در مورد انديشه و چه در مورد مشاهده با استفاده از الفاظ و عناوين به نامگذاري و طبقه‌بندي ‏آنها مي‌پردازد . مجموعه اين اصطلاحات نهايتاً به تكوين يك زبان خاص علمي ‌منجر مي‌شود. بنابراين براي درك و ‏دانستن هر علم لازم است در ابتدا زبان آن را آموخت . هنگام مفهوم سازي محقق كار را از مشهود يعني از ‏مشاهدات شروع مي‌كند و هدفش نيل به مفهوم « فرضيه و سرانجام تئوري » است. در مرحله عملياتي كردن و يا ‏مشهود سازي، محقق از مفهوم حاصل از فرضيه يا تئوري حركت كرده تا خود را به مشهود يعني مشاهدات و ‏اندازه‌گيري‌ها برساند. در هر دو مرحله « مشهود سازي و مفهوم سازي » سازه‌ها به عنوان پل ارتباطي عمل مي‌كنند ‏و در واقع مرحله مياني تلقي مي‌شوند .‏

 منبع: سايت دكتر آزادبخت

بنر ایران کنفرانس

ایران کنفرانس

بانك موضوع پايان نامه

معرفي پايگاه هاي اطلاعاتي علمي

حمايت از پايان نامه ها

RssFeed

-->